سلام بچه ها،اميدوارم خستگي امتحانات خوب از تنتون در اومده باشه تاحالا.
بالاخره ترم اولم باهمه ي خوبي ها وبدي ها،افتادنا و پاس شدنا تموم شد.تبريك ميگم[گل]ديگه از آشخوري در اومديم،ديگه بايد حواسمونو جمع كنيم ي وقت ي جا سوتي نديم چون ديگه ترم اولي نيستيم كه بگن:بابا ترم اوليه چه توقعي داري ازش...[قلب شكسته]
خير سرمون ترم بالايي حساب ميشيم[تعجب](چشاتونو گرد نكنيد واسه من[ناراحت] خب بالايي حساب ميشيم واسه ورودياي بهمن ديگه) اونا چه بدونن ما ترم دومم همون درساي ترم اولو قراره بگيريم (قابل توجه بچه هاي افتاده[چشمك])ماكه لو نميديم شما خودتونم حواستونم باشه آآآآ.
بعد اصرار كلي از بچه ها (دروغ گفتم هيشكي اصرار نكرد[ناراحت])منم با اينكه دلم نميخواست[چشمك]ولي به جمع نويسندگان وبلاگ اضافه شدم.
بچه ها خواهش ميكنم هم اينكه بيشتر به وبلاگ سر بزنيد و فعال باشيد هم كامنتاتونو به اسم خودتون بزاريد(نه فقط تو قسمت ترين ها تو تمام پست ها)
آقاي جعفري قبلا يه همچين بخشي رو تو وبلاگ گذاشته بودند ولي من ميخوام ازتون تو اين بخش خاطرات خودتونو از ترم يك به اسم خودتون به مدير وبلاگ ايميل كنيد تا هر هفته خاطره ي يكي از بچه هارو رو وبلاگ بزاريم.
اولم خاطره ي خودم از روز اول ترم اول...............................................................................